یدمش...تنم لرزید دلم خواست محو تماشایش باشم...

دلم خواست تا اخرعمر به او خیره باشم دلم خواست...

اما این شرم نگزاشت،چون بنفشه ای سربه زیر افکندم...

به زمین خیره شدم و او به ارمی از کنارم گذر کرد...

با خطی از عطردورم حصارکشید این دلخواه ترین اسارتی است...

              که عادلانه ترین حکمش حبس ابد است

8cpdezrwu6x3652rwqfb.jpg


+نوشته شده در چهارشنبه 20 فروردین 1393
ساعت19:57توسط حسين
ارسال نظر(0)