لبخند از ته دل
درســت زمانی که ســرت جــای دیگری گــرم است دل مـــن همینــــجا یـــــــــخ میـــــزنــد ! چه فاصــله زیــادی است از سـر تـو تا دل مــن . . زندگی زیباست ... و هر روزش آغازی دوباره برای استفاده از فرصت ها و جبران گذشته.. زندگی زیباست ... به سادگی و لطافت شبنمی نشسته بر برگی سبز ... و با اندکی زبری به زبری حاشیه های برگ رُز .... چه حس قشنگیه وقتی میشی مَحرمِ دل یکی… یکی که بهش اعتماد داری … بهت اعتماد داره … از دلتنگی هاش برات میگه … از دلتنگی هات براش میگی … آروم میشه … آروم میشی … حسی که هیچ وقت به تنفر تبدیل نمیشه … این حس مثل قطره های باران پاکه…. صبر کن بازامروز دلم بهانه ات را گرفته است دراین دنیای بزرگ قلب…غرور…پیمان… استعداد عجیبی در نشستن دارم…. به پای تو…به امید تو…در انتظار تو دستهــ ـایم را محکمتر بگیـر من هنوز هم نمیخواهـ ـمـ تورا… سکـــوت میکنم … بگذار حرفــــــ ها آنقدر یکدیگر را بزننــــــد!!! تا بمیرنــــــد !!! بهانه هم اگر میگیری بهانه مرا بگیر ما آدم معمولیا وقتی دلمون میگیره بی نهایت گفتی : بنویسید آب ... همه نوشتیم ... گفتی : بنویسید بابا آمد ...همه .... همه نوشتند به جز من ! یادت می آید خانم معلم ؟؟! همه نوشتند بابا آمد اما من نوشتم بابا رفت ... همیشه از همان اول که اسم بابا می آمد بغضم می ترکید و گریه می کردم . مثل روزی که تو دیکته می گفتی و من نبود بابا را آه می کشیدم . خانم یادت می آید وقتی بغلم کردی چقدر اشک ریختم ؟! یادت می آید گفتی : نباید گریه کنی چون بابا ناراحت می شود ؟! من هم قول دادم که هر وقت اسم بابا آمد انقدر گریه نکنم .. خانم معلم اجازه ؟! می شود یک چیزی بگویم ؟؟ راستش می خواستم اعتراف کنم ... خواستم بگویم من به قولم وفا نکردم. آخر می دانید سخت است اسم بابا بیاید و من دلتنگ نشوم . سخت است اسم بابا بیاید و چشمانم بارانی نشود ... خانم معلم هنوزم که هنوز است بعد از 23 سال هر وقت اسم بابا می آید مثل روزهای کلاس اولم که تو دیکته "بابا آمد" را می گفتی ، گریه ام می گیرد . هنوزم که هنوز است هر وقت بابای زهرا و سارا و مرضیه را می بینم گریه ام می گیرد !! بین خودمان باشد اما من دلم بابا می خواهد . بزرگ شده ام قبول اما بدون بابا بزرگ شدنسخت است درست مثل درس غذای لذیذ آخر کتاب که هیچ وقت یاد نگرفتمش ... ساده گفتم "دوستت دارم" من غرورم را مدیون بارانم هنوز با من بی کس تنها شده، یارا تو بمان با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا می نویسم برای تو باید كسی را پیدا كنم میلاد تو شیرین ترین بهانه ایست که می توان با آن به رنجهای زندگی هم دل بست و هم در میان این روزهای شتاب زده عاشقانه تر زیست عزیزم ، نگاهت زیباتر از خورشید ، دلت پاک تر از آسمان و صدایت آرام تر از نسیم بهار خدا را شکر که مالیات می پردازم این یعنی شغل و در آمدی دارم و بیکار نیستم... 
چیزی که تـــو رو روی زمین نگه داشته . . .
جاذبه ی زمین نیست . . .
زندگی زیباست ...
همیشه انگونه که میخواهیم نیست ... 

عشق که شکل گرفت
لب ، قلب ، چشم ، گویا می شود
و ذهن
پاک می شود از غبار
آن وقت
با من باش ، همیشه ی من !!!

دیوانه شده ام
دیوانه ی تو...
با خاطراتت لبخند میزنم
مادرم با نگرانی نگاهم می کند و میگوید:
دیوانه شده ای.....
: دیوانه شده ام،
امان ازدستانم که حتی وقتی قهراست باز تورامی خواهد
امان از احساسم که حتی وقتی دلگیراست بازدلتنگ تومی شود
امان ازقلبم که حتی وقتی شکسته است بازبرای تومیتپد
وباز من مجبورش میکنم که به عشقت شعربگوید
میخواهم سرش را گرم کند
میخواهم به این بهانه کمی خودش را خالی کند
اما انگاربی فایده است
دیگرفقط خودخودخودت میتوانی مسکن این قلب بیقرارشوی
بیا عشق من
بی تابم...
یکی فقط یکی
میشه جواب تمام احساس عاشقانت
میشه انگیزه ادامه زندگیت
میشه درمون تمام درهات
ای انگیزه زنده بودنم
ای درمان دردهایم
ای جواب احساس عاشقانه ام
دوستت دارم

استعداد عجیبی در شکستن داری….

شایـــــد این خــــلاصه تمـــــــامِ حـــرفهــــای عاشقــــانه دنیـــــا باشــــد ...


من تمام خواستن را وجب کردم
هیچکس…
هیچکس به اندازه من عاشق تـو و بهانه هایت نیست…
میریم لب پنجره
با یه لیوان چایی خیره میشیم به دور دستا،
احساس آرامش می کنیم...
سلامتی ما معمولیا
که نه "آرزوی" کسی هستیم
و نه "آویزون" کسی...!
تموم نقشه ها را نقشه بر اب کردم
تموم نقشه هایی که ما برای هم کشیدیم و دیگران برای ما کشیدند
اما فقط از یک چیز خدا را شکر می کنم و ان هم اینکه انقدر از کارم
راضی ام که اکنون می دونم قربانی دسیسه کسی نشدم هر چند
تو"...دیگه بر نمی گردی
اما تقدیر بی تقصیر نیست
ای که بی تو"...من هیچم؟!..
گاهی هم انقدر خوشحالی که دلت می خواهد داد بزنی که دوستت
دارم
اما تنها حسنش اینه که نمی دونی خدا برات چه نقشه ای می کشه
برای همین تموم تلاشت رو می کنی تا بهش برسی و اما تنها چیزی که
میشه گفت اینه به امید دیدار دوباره ات در مکان و زمان بهتری هستم

عشقی که رهایت می کند و یا کینه ای که رهایت نمی کند اری اب و گلم
را با حسرت سرشتند
شاید دوباره به هم رسیدیم
روزی که دیگه دیره نه تو "...می مونی نه من
روزی که فرقی نمی کنه برات بودنم
روزیکه نه دیگه تو"...مال منی نه من مال تو"..اگر چه این عشق است
که می ماند وبس
برای من همین بسه
همین تمنای حضورت!
و خوب می دانم برایت کوچکترین اهمیتی ندارد حضورم!
ببین چقدر در ابهام تو" غرق شدم
نمی گویم کاش بودی چون جای این حرفها نیست
باید اینجا جان داد برای تولدی دوباره اما شاید ..شاید!
خوبیش اینه که قدر عشقم رو می دونم اما دیگه چه فایده که رفتی و
من خوب می دونم کسی که به او توکل می کنه هرگز شکست نخواهد
خورد..
گور بابای هر چی دروغ که می خواد تو"...رو از من بگیره
مهم اینه که باورم تویی؟؟؟تو"...با منی و من با توام..ای عشق...بی تو
هرگز...

زمانی که کوچکتر بودم فکر میکردم گل ها بسیار زیبا هستند اما حال می دانم که خدا از همه چیز زیبا تر است چون او خود زیبایی خلق میکند
وقتی کوچکتر بودم فکر میکردم رود ها خیلی با گذشت هستند اما حال میدانم که خدا از همه با گذشت تر است زیرا همیشه از گناهان ما میگذرد
وقتی کوه ها را میدیدم فکر میکردم ان ها خیلی محکم استوار و قدرتمند هستند اما حال میدانم که خدا از همه قدرتمند تر است
وقتی به کوه ها رود خانه ها و گل ها نگاه میکنم به وجود خدا در اطرافم دست می یابم
(چه می توانم بگویم که او خود تمام حرف هاست)
ببین...
با همه ی کوچکی ام بلند شدم...
کار سختی نیست...
تو هم به بزرگی ات...
کمی کوتاه بیا... 
باران را سپاس که پنهان کرد اشک هایم را
باران را سپاس که آبرویم را خرید تا نفهمند آدم ها
که من از تنهایی نیست که قدم می زنم
من زیر باران رفتم تا که آسوده خاطر ببارم
بی آنکه بترسم از نگاه کسی....
به سلامتی باران که حفظ کرد غرورم را 
همه رفتند از این خانه خدا را تو بمان
من بی برگ خزان دیده دگر رفتنی ام
تو همه بار و بری، تازه بهارا تو بمان
داغ و درد است همه نقش و نگار دل من
بنگر این نقش بخون شسته نگارا تو بمان
زین بیابان گذری نیست سواران را لیک
دل ما خوش به فریبی است، غبارا تو بمان
هر دم از حلقه عشاق، پریشانی رفت
بسر زلف بتان! سلسله دارا تو بمان
شهریارا، تو بمان بر سر این خیل یتیم
پدرا، یارا، اندوه گسارا تو بمان
سایه، در پای تو، چون موج، دمی زار گریست
که سر سبز تو باد کنارا تو بمان 
بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !
خـالی از هـرتشبیه و استعـاره و ایهـام …
تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :
دوستت دارمــ خاص ترین مخـاطب خـاص دنیـا !
برای تو ای دوستی که گذاشتن اسم دوست زیبنده ی توست
زبانم از بیان گفتنی ها در باب تو , قلمم از نوشتن خوبی ها
در وصف تو و چشمانم از دیدن سیرت نیکویت عاجز است.
خدا را با تمام وجودم شکر می گویم که دوستی همانند تو
را در مسیر رودخانه ی زندگیم قرار داد.
خداوند از نور بخشندگیش در تو گویی دمیده است که با
وجود آنکه تو را رنجانده بودم مرا بخشیدی.
در برابر خوبی هایت کاری نتوانم کرد
تنها این را بدان که طاقت دیدن مرواریدهای چشمانت و
تر شدن گونه هایت را ندارم.
طاقت دیدن سنگینی قلب ترک خورده ات و خرد شدن هر
تکه ی آن را ندارم.
طاقت دیدن ذره ذره فنا شدنت را ندارم.
می خواهم شادی واقعی زندگیت را برای لحظه ای کوچک ببینم.
خواهش می کنم نذار فنا شدنت را قبل از نیستی خود ببینم.
این را بدان با آنکه روزی از تو جدا خواهم شد ولی یاد تو همواره
در گوشه ی قلبم خواهد ماند و هیچ وقت نام زیبایت.....عزیزم
از قلب کوچکم محو نخواهد شد. 
كه دوستم داشته باشد
آنقدر كه در یكی از این شب های لعنتی
آغوشش را برای من ویك دنیا خستگی ام بگشاید
هیچ نگوید
هیچ نپرسد
فقط مرا در آغوش بگیرد
بعد همان جا بمیرم تا ببینم روز های بعد را
روزهای كه دروغ میگوید
روزهای كه دیگر دوستم ندارد
روزهای كه دیگر مرا در آغوش نمیگیرد
روزهایی كه عاشق دیگری میشود
میلاد تو ، معراج دستهای من است وقتی که عاشقانه تولدت را شکر می گویم
همسر عزیزم تولدت مبارک
تولد آسمانیت مبارک
خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند. این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم.
خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم.این یعنی توان سخت کار کردن را دارم.
خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم.این یعنی من خانه ای دارم.
خدا را شکر که در جائی دور جای پارک پیدا کردم.این یعنی هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبیلی برای سوار شدن.
خدا را شکر که سرو صدای همسایه ها را می شنوم. این یعنی من توانائی شنیدن دارم.
خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم. این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم.
خدا را شکر که هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم. این یعنی من هنوز زنده ام.
خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار می شوم. این یعنی بیاد آورم که اغلب اوقات سالم هستم.
خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می کند. این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم
| Shik Them |







